تبليغاتX
همدلی

همدلی

......دوستانی دارم بهتر از آب روان وخدائی که در این نزدیکی است .....

امروز

1-امروز سالگرد ازدواج مون بود (بیست ویکمین ) خدایا دوست دارم و به خاطر همه چیز ممنونم.به یاد عروسیم افتادم الان چقدر به اون روز شباهت دارم نمیدونم

2-  امروزقرار بود برم عروسی که قسمت نبود دل درد وتهوع داشتم به جاش گرفتم خوابیدم به قولی حال بزک دوزک نداشتم امیدوارم عروس وداماد خوشبخت بشن

3- راستی دوستای وبلاگم کجان؟؟؟؟؟؟؟؟


+ نوشته شده در  شنبه 1389/04/26ساعت 23:36  توسط شبنازعلوی  | 

روز مادر

فردا روز مادره

طبق یه قرارداد نانوشته بین من وبابای بچه ها در این مناسبت ها هیچ هدیه ای بین ما رد وبدل نمیشه

هیچ پزی هم توسط اینجانب به فامیل ودوست وآشنا داده نمیشه

ما چند سیر مهربونی که داریم بین همه روزای سال تقسیم میکنیم

به مادرم هم زنگ نمیزنم چون اونم همش تو تلوزیون های بیگا*نه سریال تماشا میکنه واز مناسبت های وطنی بی خبره

از اینجا به همه مامانا میگم همه دلواپسی ها ودلهره ها ومحبت هاتونو قربون

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/03/12ساعت 16:12  توسط شبنازعلوی  | 

یا مقلب قلب مارا شاد کن

یا مدبر خانه را آباد کن

یا محول احسن الحالم نما

از بدیها فارغ البالم نما

روزای پایان ساله خونه ها تمیز ولباسا نو شده دیشب چهارشنبه سوری بود آتشی در دلم افروختم وسعی کردم کینه ها حسادت ها دلتنگی ها وغم ها رو توش بسوزونم .

 امیدوارم دلای همه خوش باشه  و بتونن از این سفره شادی لقمه ای نان بردارن وبه دهان بذارن .

امید وارم همه مسافرا سلامت برن وسلامت  برگردن ودر هیچ خونه ای  رو غم نزنه .

خدایا  دلم راصاف  وشفاف کن تو این سال کارهای خوب بد زیادی کردم مرا به خاطر همه آنچه در این سال ۸۸ وسالهای  قبل از اون کردم ونکردم ببخش .. وتو سال جدید هم مثل همیشه هوای مارو داشته باش.

عید همه تون مبارک

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/12/26ساعت 10:11  توسط شبنازعلوی  | 

اخبار جديد شبناز

درخت زندگي گاهي ميوه هاي قشنگ ميده

دخترم دانشگاه قبول شد خيلي حظ كردم 

بزرگ شده چشاش برق شادي داره  حساب پولاشو نگه ميداره  به صرفه جويي فكر ميكنه

گفتم دخترم درس بخون از جواني و دانشجويي لذت ببر ولي جان هركي دوست داري عشق وعاشقي رو بذار كنار  تا بتوني مالك سرنوشتت باشي 

خبر ديگه اينكه  تصميم گرفتم لاغر بشم   يه هفته  اس شروع كردم  كار سختيه ولي بايد بشه

بهم سر بزنين برام كامنت بذارين دوستون دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/23ساعت 8:9  توسط شبنازعلوی  | 

مهمونی داخلی

سلام دوستای گلم اونایی که اینجا می ایین واونایی که دیگه از من خسته شدین ونمی یاین

من یواش یواش دارم آدم میشم دلم میخواد شاد باشم وبذارم بقیه هم شادی کنن بخندم تا دیگران هم از خندیدن در حضورم معذب نباشن امیدوارم .....

نمیدونم تجربه کردین یا نه زندگی دور از زادگاه وخانواده تلخی ها وشیرینی های خودشو داره مثلا اینکه آدم کمتر به مهمونی میره چون خونه فامیل شوهر خونه ننه وخاله آدم نیست که هر وقت خواستی بپری بری اونجا باید مثل بچه آدم بشینی تا مناسبتی پیدا بشهدعوت بشی و غیره

برا همین ما تو خونه برا خودمون مهمونی میدیم دخترا ما  (من وپدرشون ) رو وادار میکنن که از بیرون غذا سفارش بدیم که حتما باید پیتزا باشه گاهی هم مارو دعوت میکنن اتاقشون از ویدیو کلوپ فیلم میگیرن برامون ماکارونی میپزن که گاهی سفت گاهی هم خمیره ما هم شام تشریف میبریم مهمونی ظرفارو هم میدن به مهمون که من باشم میشورم که این قسمت بی فرهنگی میزبان رو میرسونه  ولی خوش میگذره البته شرط من اینه که با شلوار خونه برم طبقه پایین تخت مندراز بکشم  فیلمش هم نباید کتک کاری ومرده کشی داشته باشه  زور میگم دیگه

شماهم امتحان کنید بد نیست البته باید پیه ۲۰٪ اضافه وزن رو به تن مبارک بمالید عوضش تپلی وخوشحال خواهید بود ومنت کسی هم بر سرتان نخواهد بود 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/13ساعت 12:46  توسط شبنازعلوی  |